بحثی در باره منافع ملی یا حقوق ملی
واژه منافع ملي، يكي از مبهم ترين واژه هايي است كه روز به روز بر ابهام آن افزوده و روز به روز، به ابزاري برنده تر و موجه تر در ايجاد بدترين خشونت ها تبديل مي شود. به موجب همین ابهام هاست که دولت ها تا فاصله چند هزار کیلومتری، برای خود منافع می جویند. اين ابهام مكمل و پوشاننده ابهام ديگري به نام امنيت ملي است. اغلب منافع ملي در مفهوم كلي و مبهمي چون امنيت ملي توجيه مي شود. اما امنيت ملي چيست و ملت كيست؟ آيا امنيت يك مفهوم حقوقي است و يا يك مفهوم سياسي يا اقتصادي و يا نه، امنيت به يك قلمرو جغرافيايي اطلاق می شود؟ در نگاه دیگر، آيا امنيت براصل آزادي تعريف مي شود و يا بر اصل قدرت؟ هر گاه امنيت را بر اصل قدرت تعريف كنيد، رابطه آن با هر يك از مفاهيم ياد شده بر رشته اي از تضادها و تقابل ها تنظيم مي شود. و هر گاه امنيت را بر اصل آزادي تعريف كنيد، رابطه آن با اين مفاهيم بر رشته اي از برابريها و مكمل ها تنظيم مي شود. در بيان قدرت، امنيت به امنيت حكومت كنندگان و در بيان آزادي، امنيت به امنيت حكومت شوندگان اطلاق می شود.
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه 12 دی1386 ساعت 11:13  توسط احمد فعال
|
حقوق بشر و وجدان عمومی بشر
توسعه و عمومی شدن مفهوم حقوق بشر در میان ملت ها موجب تهییج آنها به مفاهیم انسانی می شود. همچنین توسعه این مفهوم، اصل مبارزه و دفاع از انسانیت را نزد ملت ها و آنها که همواره در طول زندگی خود با یک بی تفاوتی خاص از کنار حقوق و تکالیف انسانی می گذشتند، بسط و گسترش می دهد....اما نگرانی این است که امروزه مبارزه و دفاع از حقوق بشر به یک ژست اجتماعی و فانتزیای فرهنگی و هنری بدل شده است. چنانچه امروز می توان در هر گوشه و کنار جهان مشاهد ه کرد، چگونه کسانی را که عمری هنر، فرهنگ و اقتصاد را بازیجه فحشاء، سودگرایی و تحمیق ملت ها قرار داده اند، بخش اندکی از درآمده های افسانه ای خود را برای ارئه یک ژست سیاسی- اجتماعی و کسب محبوبیت های بیشتر و از آنجا برای آنکه ژست خود را وسیله کسب درآمدهای بیشتر کنند، صرف امور خیریه و ...می کنند.
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در یکشنبه 2 دی1386 ساعت 16:6  توسط احمد فعال
|
توانایی و ناتوانایی زیستن در خود
اگر هيئت روانی انسان را همچنان که در مقالات ديگر نوشته ام مقدم بر هيئت عقلانی او بشماريم و اگر دستگاه عقلانی را با همه ديدگاه ها و روش های استدلالی و نظريه سازی، پوششی بر دستگاه روانی انسان و جامعه ها محسوب بدانيم، در اين صورت سرچشمه واقعی موازنه مثبت و منفی را در هيئت درونی خود انسان و جامعه جستجو خواهيم کرد. جامعه ای که توانا به تغيير وضعيت خود نباشد، همواره چشم به عوامل و نيروهای محرکه بيرون می دوزد، تا اين عوامل دست به کار تغيير اوضاع و احوال او گردند. وضعيتی که او توانا به تغيير آن نيست، لاجرم بايد به کمک و هدايت دست هايی از بيرون تغيير کند. فردی که توانا به تغيير و بهبودی وضعيت خود نيست، با اتکاء به ديگران و با اتکاء به کانون های قدرت و توانايی های ديگران، به انتظار تغيير و بهبود وضع خود می نشيند.
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در شنبه 24 آذر1386 ساعت 17:3  توسط احمد فعال
|
زیستن میان دو سنگ آسیاب قدرت
واقعت این است که قدرت فرآورده رابطه قوا و رابطه سلطه است. تضادها و تبعیض ها در نتیجه همین رابطه هاست که در وجود می آیند. در این میان چون جانبدار موازنه مثبت از پیش می داند که رابطه قوا و سلطه وجود دارد، تنها کوشش می کند به جانب قدرتی نزدیک شود که او را به هدف ها نزدیک تر می سازد. از این روست که جانبدار موازنه مثبت همواره با این گمان که : خُرد کردن و ساییدن قدرت بد و نامشروع، تنها در گرو نزدیک شدن و یکی شدن با قدرت مشروع انجام می شود، در نتیجه خود را میان «دو سنگ آسیاب قدرت» قرار می دهد.
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در دوشنبه 12 آذر1386 ساعت 16:0  توسط احمد فعال
|
جهان بینی موازنه ها
حقیقت این است که گرایش به قدرت و گرایش به موازنه مثبت، بر این پیش فرض قرار دارد که جانبداران، پیش از آنکه افکار و رفتار خود را در سنجه روابط قوا اندازه گیری کنند، نشان از نگاه مثبت به خود قدرت و به ویژه به قدرت های بالفعل در جهان، دارد. متقابلا همین پرسش در باره دیدگاه موازنه منفی وجود دارد. بدین معنا که باور به موازنه منفی بر این پیش فرض متکی است که جانبداران موازنه منفی، پیش از آنکه بخواهند بیرون از روابط قوا عمل کنند، نسبت به طبیعت قدرت و یا به وجود قدرت های بالفعل در جهان، نگرش منفی دارند. اکنون این دو نگاه درونی و بیرونی به قدرت را به مطالعه می گذاریم
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه 30 آبان1386 ساعت 12:11  توسط احمد فعال
|
جهان مجازی در دموکراسی لیبرال(قسمت سوم و پایانی)
وقتی در سال 1995 در هتل مجلل و افسانه ای فرمونت و بر فراز تپه هاي ناپ، در سانفرانسیسکو غول های اقتصادی – سیاسی از سراسر جهان گرد هم جمع شدند، نخبه گان کشورهای توسعه یافته بنایی برای ایجاد یک جهان (20– 80) را در دستور کار قرار دادند. در همانجا طرح «تی تی تین منت» توسط یکی از هوشمندان اقتصادی – سیاسی ابداع شد و مورد استقبال پراگماتیست ها قرار گرفت. این هوشمند حرفه ای کسی نبود جز زیبگنیو برژینسکی. «تی تی تین منت» ترکیبی از دو واژه سرگرمی و تغذیه است. بدین ترتیب در چشم انداز جهان (20 -80) به وسیله سرگرمی و با اندکی تغذیه، می توان جهان را به تسخیر و کنترل کامل در آورد. گفته می شود که در این چشم انداز، 20 درصد از جهان تولید می کنند و مابقی 80 درصد از جمعیت جهان کاملا سرگرم اند1.
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در سه شنبه 22 آبان1386 ساعت 16:24  توسط احمد فعال
|
نمایش دموکراسی آمریکایی در دو پرده (قسمت دوم)
دلیل وجود ضد دموکراسی در ذات طبیعت قدرت است. هیچ قدرتی و هیچ قدرتمداری در جهان نمی یابید که دموکرات و یا آزادی خواه باشد. تفصیل دلیل آن را در نوشته های دیگر آورده ام، اما ملخص آن، طبیعت گسترش خواهی و تکاثرگرایی است که در ذات هر قدرت وجود دارد. از نظر این قلم، هیچ دولتی وجود ندارد که آزادی خواه و دموکراتیک باشد. زیرا دولت به مثابه سازمان یافته ترین شکل قدرت نمی تواند گرایش به آزادی و دموکراسی داشته باشد. اگر دولتی دموکراتیک و آزادیخواه نشان می دهد به دلیل وجود بنیادهای دموکراتیک و آزادیخواهی در جامعه است. اگر وجود بنیادهای دموکراتیک و وجود مبارزات آزادی در جهان نمی بود، تردید نکنید که : هر دولت به میزان قدرتی که در او متمرکز است، به تدریج مرتکب بدترین فسادها می شود. دولت آمریکا از این جهت که بزرگترین قدرت جهان است، یکی از نیرومندترین ضد دموکراسی ها در جهان محسوب می شود.
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در سه شنبه 22 آبان1386 ساعت 16:22  توسط احمد فعال
|
نمایش دموکراسی آمریکایی در دو پرده
پرده اول:
تا آنجا که این قلم مطلع است دموکراسی در آمریکا، یکی از قوی ترین دموکراسی ها در جهان است. می توان دلایل فراوان در دفاع از این دموکراسی ارائه داد. دموکراسی آمریکایی از آغاز شکل گیری استوار بر دو پایه مهم و اساسی بود. نخستین پایه این دموکراسی، وجود مبسوط آزادی های فردی و اجتماعی است. اهمیت وجود آزادی تا حدی است که نه فقط اعتراض عمومی، بلکه وجود یک شورش اجتماعی، دست هیچ دولتی را برای سرکوب و یا محدود کردن آزادی ها باز نمی گذارد. سنت آزادی تا حد شورش، به جفرسون سومین ریاست جمهوری آمریکا و یکی از بنیان گذاران این دموکراسی باز می گردد. جفرسون زمانی که در پاریس بسر می برد، در غیبت او در ایالت ماساچوست، شورشی مسلحانه به رهبری شیز صورت گرفت. وقتی اخبار شورش را به اطلاع جفرسون رساندند، در پاسخ گفت : «خدا نکند هرگز بیست سال بر ما بگذرد و چنین شورشی نداشته باشیم1».
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در سه شنبه 22 آبان1386 ساعت 16:17  توسط احمد فعال
|
قهرمانی در سنجش حق مداری
اینکه قهرمانان از مرگ نمی ترسند، آیا نترسیدن علامتی آشکار از حقانیت است؟ آیا کسانی که تسلیم نمی پذیرند، به این دلیل است که به سبک و سیاق قهرمانان، ترس در قاموس آنها مفهوم خود را از دست داده است؟ آیا تسلیم ناپذیری و ایستادگی در برابر زورمدار، نشانه ای از حق مداری است؟ اگر تسلیم ناپذیری و نترسیدن علامت قهرمانی است و قهرمانی نشانه ای از نشانه های حق مداری است، پس مقولاتی چون انعطاف، گذشت و ملاطفت، از جنس چه مفاهیمی هستند؟ آیا دنیای امروز که انسان را به عناصری چون انعطاف و ملاطفت تعریف می کند، در پی پایان بردن رسم قهرمانی است؟
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در پنجشنبه 12 بهمن1385 ساعت 15:31  توسط احمد فعال
|
مطالعه ای در پیوندها و گسست های جریان اندیشه روشنفکری در ایران (قسمت اول)
چندي پيش اطلاع دادند تا ملاقاتي با مديريت پژوهش و فن آوري شركت ملي گاز ايران داشته باشم. در ملاقات، حدود نيم ساعت با او به گفتگوي يك طرفه نشستم. مدير هيچ حرفي براي گفتن نداشت و شايد نيازي به حرف زدن نمي ديد. تنها بنا شد در مديريت زير نظر خود جستجو و اينجانب نيز، ادامه فعاليت خود را در آن مديريت سپري كند. بعد از يك وعده كوتاه، گفتگوي يك طرفه را با او خاتمه دادم. پيش از جستجوي مدير، بلافاصله يك پروپوزال يا طرح پيشنهادي تحت عنوان "كليد جادويي توسعه و يا تحليل گسستها در پژوهش و فن آوري" تهيه و براي مدير ارسال كردم. كاري كه نه تنها هيچ مديري، بلكه هيچ وزيري پيش از پذيرفتن مسئوليت، چنين نكرده كه كارمند ساده اي چون اينجانب كرد. حاصل آن مشخص بود : مدير بعد از يك ماه سردواندن پرووزال نويس، بدون هيچ توضيحي عذر او را خواست.
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در جمعه 10 آذر1385 ساعت 17:12  توسط احمد فعال
|
پیوندها و گسستهای جریان اندیشه روشنفکری
آيا ممکن است انديشه گران مسلمان در آنچه که در ستايش "مغانم کثيره" ياد کرده اند، توليد معيشت را در پيوند با انديشه سياسی و فلسفی نيافتند، تنها بنا به موجب روايات شرعی بود که معتقد بودند، رسم مسلمانی در توانگری مادی است؟ اگر چنين است، چرا انديشه گران مسلمانان نتوانستند نقطه های پيوند ميان توانگری مادی را با جريان انديشه پيدا کنند؟ اساسا اين گسستها از کجا به وجود آمدند، و چرا انديشه مادی گرايی تابع و يا متغيری از انديشه های فلسفی و سياسی نبود؟
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه 8 آذر1385 ساعت 17:17  توسط احمد فعال
|
بيان روشنفکری دينی، سنتز ديالکتيک صوری فلسفه حق و فلسفه حقوق،
ديالكتيك فلسفه حق و فلسفه حقوق؟
اگر از جمع و مفرد حق و حقوق كه صرفا يك بازي لفظي است در گذريم، پرسش اين است كه آيا از معناي فلسفي حق مي توان به معناي جامعه شناختي حق عبور كرد؟ آيا از فلسفه حق مي توان راهي به مبادي عرفي حقوق جست؟ آيا مناقشه بر سر فلسفه حق و جستن شباهت ها ميان فلسفه حق و مبادي عرفي حقوق، يك مناقشه لفظي است و جز يك اشتراك لفظي هيچ شباهتي ميان آنان نيست؟ آيا چنان نبوده است كه مناقشه بر سر فلسفه حق، اسباب انكار حقوق انسان به حيث انسان گردد، چنانچه هگل چنين كرد؟ آيا هگل نبود كه با تكيه بر فلسفه حق و تفسير جهان بر مدار حق، نظام بندگي و استثمار ملت ها را موجه دانست؟
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در دوشنبه 8 آبان1385 ساعت 17:21  توسط احمد فعال
|
روشنفکری دینی و ثنویت حق و تکلیف
پیشتر توضیح دادم که روشنفکری دینی اگر بخواهد به منزله یک جریان فكري مؤثر وجود داشته باشد، باید چیستی از هستی خود بیابد، نه چیستی که فرآورده مصرف آراء این فیلسوف و آن فیلسوف است. از همین روست که روشنفکری دینی بجای «بدل سازی» باید به نقش «بدیل سازی» روی آورد. یکی از آن مصرف ها که جریان روشنفکری دینی را بدل به روشنفکری غرب می گرداند، ثنویت حق و تکلیف است. در متن دین این ثنویت وجود ندارد، اما وقتی نگاه روشنفکری در مبادی فلسفی، به اصالت ثنویت خو می گیرد، روشنفکر دینی نیز هم صدا با روشنفکر عرفی، رشته ثنویت ها را به رابطه حق و تکلیف می کشاند.
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در دوشنبه 20 شهریور1385 ساعت 17:22  توسط احمد فعال
|
روشنفکری دینی و دوآلیسم فلسفی
اگر روشنفکران دينی بخواهند فلسفه وجودی خود را به منزله يک جريان فکری ادامه دهند، بايد دو کار مهم انجام دهند...نخست آن که، روشنفکران دينی بايد دست از روش ها و منش هايی بردارند که نتيجه ای جز مصرف آراء و نظريه های اين فيلسوف و آن فيلسوف ندارد...و دوم دست شستن از انديشه های ثنويت گرايی است تا هم خود را از تيررس تهديدها بيرون بياورد و هم آن که به انديشه های دينی تازگی و طراوت ببخشد
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در یکشنبه 15 مرداد1385 ساعت 9:18  توسط احمد فعال
|
روشنفکری دینی؟
اگر روشنفکران سکولار جريان روشنفکری دينی را به دليل پيش داشته ها و پيش فرض های دينی ترکيبی متناقض نما می شناسند، به اين حقيقت توجه ندارند که روشنفکران دينی بيش از آنها انديشه و باورهای خود را به تيغ شک، زير جراحی برده اند. همچنين کوشش های آنها در نقد سنت از روشنفکران سکولار هم جدی تر و هم موفق تر بوده است
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در یکشنبه 25 تیر1385 ساعت 9:34  توسط احمد فعال
|
کدام بیان دینی متضمن دموکراسی است؟
طرفداران جدايی دين از سياست بايد به اين پرسش اساسی پاسخ دهند، که آيا در اين کوشش سياست را از اخلاق جدا خواهند کرد يا خير؟ آيا در کنش ها و واکنش های سياسی و انديشه های سياسی، اخلاق را ناديده می گيرند و يا نه، کوشش خواهند کرد تا ملاحظات اخلاقی را هم در نظر داشته باشند؟
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در جمعه 2 تیر1385 ساعت 9:37  توسط احمد فعال
|
الگوهای واکنش سازی در برابر دین (ادامه پاسخ به اکبر گنجی)
آقای گنجی و هر روشنفکر ديگر که به نام ليبراليسم و يا به هر عنوان ديگر معتقد است که آزادی مقدم بر دموکراسی است، ناگزير است که آزادی را بيرون از روابط قوا تفسير کند. برای اين منظور بايد آزادی را نه چونان چيزی که دادنی و ستادنی باشد، بلکه به منزله پايه ای ترين و متعالی ترين حقوق ذاتی انسان بشماريم
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در یکشنبه 21 خرداد1385 ساعت 9:41  توسط احمد فعال
|
چگونه از مجاز، حقیقت ساخته می شود؟
آیا لیبرالیزم مکتب آزادی است؟
اگر لیبرالیزم مکتب آزادی بود، حقیقت همین بود که هر چه نیکی در جهان هست به حساب و ذخیره لیبرالیزم واریز کنیم، چنانکه گنجی چنین کرد؟ اما آیا لیبرالیزم حقیقتا مکتب آزادی است؟ دروغ و فریبی بزرگتر از این وجود ندارد، اگر آزادی را بیرون از قدرت تعریف نکنیم. اگر آزادی را در درون قدرت تعریف کنیم، نه تنها لیبرالیزم، بلکه صورت ضد آن، توتالیتاریزم هم مکتب آزادی است. کدام فیلسوف لیبرال و کدام سیاستمدار لیبرال را می شناسید که آزادی را بیرون از مدار قدرت فهم کرده باشد؟ استعاره آزادی برای لیبرالیزم به همان اندازه دروغ و فریب است که استعاره رستگاری برای توتالیتاریسم و استعاره اسلام برای استسلامیسم.
همه «خیرها» را در جهان به ذخیره لیبرالیزم سپردن و حتی فسادهای آشکار لیبرالیزم را در توسعه سرمایه سالاری و تخریب روز افزون طبیعت، به ذخیره «خیر» واگذاردن...
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در شنبه 6 خرداد1385 ساعت 13:46  توسط احمد فعال
|
کدام مصلحت حقیقت است
هیچ راه حلی نیست که در مدار حقیقت وجود نداشته باشد، تنها باید روش های اجرایی کردن حق و حقیقت را جستجو کرد. مدار حق، مداری است به وسعت هستی، کافی است ذهن را از جنس هستی و حیات بگردانیم. مدار حق، مداری است به وسعت آزادی انسان، کافی است ذهن را از خاصه های قدرت پاک و به خاصه های آزادی بیالاییم. کافی است ذهن خود را از قدرت که کارگاه مشکل سازی است پاک کنیم. کافی است ذهن خود را از رابطه هایی که گزارشگر تضادهاست آزاد کنیم.
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در یکشنبه 24 اردیبهشت1385 ساعت 14:35  توسط احمد فعال
|
تئوری بازی ها و راهبردهای حق مداری
۱- وقتی تئوری بازی ها از علم روانشناسی و ریاضیات وارد سیاست شد، هدف اصلی آن نشان دادن قواعد چیرگی و تسلط بر حریف مقابل بود. هدف این بود که با عقلانی کردن زور، قواعد بازی در قدرت جانشین بی قاعدگی هایی شود که زور مدران گذشته از آن تبعیت می کردند. پیشتر در «اشکال پیدا و پنهان قدرت» نشان داده بودم که، قدرت شکل سازمان یافته و عقلانی شده زور مداری است.
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت1385 ساعت 14:31  توسط احمد فعال
|
مشکل سازان و مشکل پردازان
کوشش ها برای تفسیر گوناگونی رفتار آدمیان به پایان نرسیده است، تمام این کوشش ها، خواه از نقطه نظر علوم و خواه از نقطه نظر فرهنگ ها و خواه از نقطه نظر ادیان و نحله های مختلف فکری، تفسیر خود را درباره گوناگونی رفتار آدمیان از یک تقسیم بندی یا یک برش خاص شروع کرده اند. تقسیم بندی ها لزوما متناقض و یا مساوی یکدیگر نیستند، بلکه بسیاری از تقسیم بندی ها بی ارتباط با یکدیگر هستند و می توانند به منزله تقسیم بندی های مکمل یا موازی و یا مجاور تلقی شوند. اما چگونه می توان یک تقسیم بندی یا یک برش را بر تقسیم بندی های دیگر ترجیح داد؟
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در شنبه 5 فروردین1385 ساعت 15:35  توسط احمد فعال
|
بازگشت به رئالیزم
آیا وقتی مرز میان سوبژه (دنیای ذهن) و ابژه (دنیای عین) تا مرز صفر از میان می رود، سوژه (ذهن) در ابژه (عین) و ابژه (عین) در سوبژه (ذهن) چنان این همان نمی شوند که در زبان و واژه هایی از جنس نور و از جنس تمامت زیبایی و از جنس تمامت حق و از جنس تمامت هستی، لب به سخن باز می کنند و بی هیچ حجابی و بی هیچ مانعی و رادعی راز از حقیقت یکدیگر برمی دارند؟ آیا حضرت سلیمان و داوود از این رو با پرندگان به سخن ننشستند، که آنان واسطه ها و سانسورها را تا مرز بی واسطه شدن با واقعیت از میان برداشتند؟
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه 5 بهمن1384 ساعت 12:21  توسط احمد فعال
|
اسطوره زدایی از واقعیت
نويسنده (حداقل تا اينجا) ترديدي ندارد كه «ناب گرايي» همواره دستاويز تماميت خواهي و اقتدارگرايي بوده است. اما هيچگاه نبايد پنداشت كه انديشه «ناب گرايي»، با آنچه ما از آن به مثابه روش هاي «ناب كردن» انديشه و «ناب كردن» چيزها ياد مي كنيم، داري ماهيت و احكام يكسان هستند. «ناب گرايي»، مطلق كردن يك انديشه يا يك چيز، يك تلقي و يا يك برداشت ويژه از نحله هاي فكري يا ديني است. «ناب گرايي»، تقديس و محور قرار دادن يك واقعيت است كه تا حد اسطوره شدن، چهره واقعيت را دستخوش تحريف مي كند. ليكن «ناب كردن» چيزها، روش هاي اسطوره زدايي از چيزهاست و «ناب كردن» انديشه، روش اسطوره زدايي از انديشه است. به همين سياق، «ناب كردن» واقعيت، روش هاي اسطوره زدايي از واقعيت است.
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در شنبه 17 دی1384 ساعت 12:17  توسط احمد فعال
|
اسطوره رئالیزم
طرفداران رئاليسم مي كوشند تا مخالفان و دشمنان خود را به ذهن گرايي متهم كنند. شايد اين بد سگالي اول بار توسط لنين و استالين به تاريخ انديشه راه پيدا كرد. آنها مخالفان خود را ابتدا به ايده آليسم متهم مي كردند و بعد با معادل سازي ايدآليسم به نوعي «ناسزاي فلسفي»، به تخطئه آنان مي پرداختند. كتاب «ماترياليزم و امپريوكريتيسيسم» نوشته لنين از اين حيث واقعا خواندني است. او در سراسر كتاب خود مي كوشد تا با يك رشته ناسزاهاي فلسفي و معادل سازي آيدآليسم، با نوعي «ناسزاي فلسفي»، گره از پيچيده ترين مباحث فلسفي باز كند.
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در یکشنبه 4 دی1384 ساعت 12:13  توسط احمد فعال
|
اطاعت از قانون زور (1)
آیا زور تابع قانون است؟ در معنایی فراختر، آیا قدرت تابع قانون است؟ بدون اینکه بخواهم رابطه میان زور و قدرت را شرح دهم، درهمین جا خواننده می تواند با ما همراه شود که، اگر قدرت را به مثابه چیرگی و سلطه هر فرد یا هر گروه یا هر دولت و یا هر جامعه ای بر افراد و گروهها و حامعه های دیگر تلقی کنیم، و در این میان زور را به مثابه اشکال عریان شده این چیرگی و سلطه بدانیم، در این صورت آیا می توان چیرگی و میل به تسلط را خواه در اشکال مضمر (= قدرت) و خواه در اشکال آشکارتر (= زور)، تابع قانون قلمداد کرد؟
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در شنبه 19 آذر1384 ساعت 14:44  توسط احمد فعال
|
ماهیت کنش های سیاسی
بعضي از پرسش ها به ويژه در حوزه سياست وجود دارند كه هرگز پاسخ نمي يابند و يا اگر مي يابند پاسخ هاي درخور نيستند. آيا ماهيت كنش هاي سياسي است كه همواره پاسخ ها را نيمه كاره رها مي كند؟ آيا پرسشگران پاسخ هاي خود را نمي يابند، از اين رو كه ماهيت كنش ها و واكنش هاي سياسي را نمي شناسند؟ ماهيت كنش سياسي چيست؟ كنش سياسي معطوف به چيست و استوار بر چه پايه هايي است؟ آيا كنش هاي سياسي يا روش هايي كه در يك كنش سياسي متبلور مي شوند، خود پايه خويش هستند و نيز در برابر اهدافي كه ترسيم مي كنند، خود هدف خويش قرار مي گيرند؟ يا نه، هر كنش سياسي متكي و استوار بر پايه ها ي نظري و معطوف به اهدافي است، و چون پايه ها نظري و اهداف كنش ها و واكنش هاي سياسي در نظر مخاطبان و پرسشگران مغفول مي مانند، پرسش ها در حوزه عمل سياسي نمي توانند پاسخ هاي درخور بيابند.
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه 9 آذر1384 ساعت 12:10  توسط احمد فعال
|
اطاعت از قانون زور (2)
زور گفتن به دیگران از زور گفتن به خود آغاز می شود. اگر بخواهیم به زبان ریاضی و سنجش های کمی سخن بگوئیم، اندازه زور و تخریبی که هر فرد یا هر گروه و یا هر دولتی به اجتماع وارد می کند، معادل و مساوی با اندازه زور و تخریبی است که علیه خود بکار می برد. در باب مثال، وقتی یک فرد به دیگران زور می گوید و یا می کوشد تا از راه تحقیر و تخفیف دیگران، موقعیت و یا شخصیت خود را اثبات کند، بی گمان او نمی تواند این کار را بدون زور گفتن و تحقیر و تخفیف خود، به منزله یک انسان صاحب آزادی و صاحب خرد انجام دهد.
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در جمعه 4 آذر1384 ساعت 14:47  توسط احمد فعال
|
امتناع از قدرت (3)
عقل قدرتمدار چون بيرون از حوزه قدرت راه حلي نمي شناسد، معتقد است كه چون حيطه اقتدار دولت تا حد نزديك به تمامت جامعه مدني گسترش يافته است، پس سياست ورزي را بايد در محدوده قدرت تعريف كرد. بيرون از اين محدوده هيچ اثري و فايده اي نمي توان تحصيل كرد. اما در عقل آزاد، به همين دليل معتقد است كه، چون بيرون از مدار آزادي هيچ راه حلي وجود ندارد، و چون اين مدار بنا ندارد تا قلمروه انديشه و انتخاب انسان را در محدوده «جبر بد و بدتر» ببندد، در نتيجه به موجب سيطره مطلقه دولت بر جامعه مدني، كوشش ما را به استنتاج راه حلي بيرون از محدوده دولت، جدي تر مي كند.
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در شنبه 24 بهمن1383 ساعت 15:0  توسط احمد فعال
|
امتناع از قدرت (2)
1- قدرت روش نيست، هدف است. هدفي انتزاعي كه ذهن زور مدار براي خود توجيه مي كند. «بر خلاف آزادي كه از خود داراي وجود است، قدرت از خود وجود ندارد». وجود قدرت، در نتيجه نوع خاصي از روابطي است كه انسان با محيط ايجاد مي كند. روابطي كه انسان را در سه حوزه «خويشتن»، «جامعه» و «طبيعت» از خود بيگانه مي كند. به عبارتي، قدرت حاصل روابط از خود بيگانه اي است كه انسان با خود و يا بيرون از خود ايجاد مي كند. قدرت از خود وجود مستقلي ندارد، زيرا هيچ شكلي از اشكال قدرت را نمي توانيد بدون تصور نوعي از روابط ، در تصور خود بياوريد.
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در یکشنبه 11 بهمن1383 ساعت 14:56  توسط احمد فعال
|
امتناع از قدرت (!)
نوشته آقاي تاج زاده پيرامون «امتناع يا امكان سياست ورزي»، حاوي تناقضاتي است كه از چشم قدرت بين اوغافل مانده است. نوشته او داراي سه پيش فرض و يك اصل راهنماست.در پيش فرض نخست، انقلاب مساوي است با خشونت. در پيش فرض دوم، سياست تعريفي بيرون از قدرت نمي يابد ودر نتيجه سياست ورزي چيزي جز امكان قدرت ورزي نيست. و در پيش فرض سوم، ايران همواره از ناحيه ايرانستان تهديد مي شود.
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در یکشنبه 4 بهمن1383 ساعت 14:51  توسط احمد فعال
|