تبليغاتX
جهان بدون قدرت

مقالات و یادداشت هایی از احمد فعال

جهان مجازی در دموکراسی لیبرال(قسمت سوم و پایانی)

وقتی در سال 1995 در هتل مجلل و افسانه ای فرمونت و بر فراز تپه هاي ناپ، در سانفرانسیسکو غول های اقتصادی سیاسی از سراسر جهان گرد هم جمع شدند، نخبه گان کشورهای توسعه یافته بنایی برای ایجاد یک جهان (20 80)  را در دستور کار قرار دادند. در همانجا طرح «تی تی تین منت» توسط یکی از هوشمندان اقتصادی سیاسی ابداع شد و مورد استقبال پراگماتیست ها قرار گرفت. این هوشمند حرفه ای کسی نبود جز زیبگنیو برژینسکی. «تی تی تین منت» ترکیبی از دو واژه سرگرمی و تغذیه است. بدین ترتیب در چشم انداز جهان (20 -80) به وسیله سرگرمی و با اندکی تغذیه، می توان جهان را به تسخیر و کنترل کامل در آورد. گفته می شود که در این چشم انداز، 20 درصد از جهان تولید می کنند و مابقی 80 درصد از جمعیت جهان کاملا سرگرم اند1.

پیتر مارتین و هارولد شومان نویسندگان کتاب «دام جهان گرایی» گزارش می دهند که چگونه  بزرگترین بنگاه های اقتصادی شامل بانک ها، شرکت های بیمه و شرکت ها تولید مواد غذایی، کسب و کار خود را تعطیل می کنند و به تولید اسباب بازی روی می آورند. امروز جهان سرمایه داری لیبرال دریافته است که چگونه می توان با تولید اسباب بازی ها و تبدیل وسایل زندگی به وسایل اسباب بازی، افراد بزرگسال را نیز در بازی های کودکانه سرگرم کند. شبکه تلویزویونی صدای آمریکا (VOA) چندی پیش اعلام کرد که شرکت ماکروسافت نسخه جدیدی از یک بازی ارئه کرده است که ساعت ها پیش از عرضه آن به فروشگاهها، خیل عظیمی از جوانان آمریکایی را در صف های طولانی به خیابان ها کشانده بود.  ورژن قبلی این بازی که در هفته اول بیش از 150 میلیون نسخه به فروش رسید، پیش بینی می شد، که فروش نسخه جدید در تاریخ آمریکا هیجان بی سابقه ای ایجاد کند. میزان استقبال جوانان بیش از حد تصور بود. این بازی که hallo3 نامیده می شود، با فروش 170 میلیون دلار تنها در عرض یک روز، شگفتی در دنیای مجازی خلق کرد.

 

خدشه بر جهان واقعی

شاید بیشترین چیزی که امروز جهان دموکراسی را به طور جدی تهدید  می کند وجود جهان مجازی است که از راه تبدیل فرهنگ به سرگرمی، ایجاد می شود. گفته می شود که ورود به دنیای اینترنت، ورود به دنیای مجازی است و گاه وجود جهان مجازی را به عنوان بخشی واقعی و اجتناب ناپذیر از زندگی مدرن تعریف می کنند. اما پدید آورندگان جهان مجازی، با مجازی خواندن دنیای اینترنت و سینما و حتی موسیقی، کوشش دارند تا نشان دهند که وجود جهان های مجازی، نه تنها منفی و منتفی نیستند، بلکه با استفاده از زبان مجازی و استعاری که مخصوص این جهان است، می توان به خلق دنیای نوین، هویت نوین و مبارزه با تبعیض ها و دولت های آپارتاید، پرداخت. اما اگر از کوشندگان جهان مجازی بخواهید تا تعریف خود را از مجازیت این جهان ارائه دهند و تفاوت آن را با جهان واقعی نشان دهند، دست خود را رو خواهند کرد. لی پی میسفادین در نوشته ای به نام فرهنگ فضای مجازی می نویسد : «فضای مجازی مکان های مجازی به شمار می روند که در آنها افراد با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و این ارتباط توسط فنآوری های اینترنتی ممکن شده است. از نگاه لوی فضای مجازی نه تنها زیر ساخت ابزاری ارتباط دیجیتالی است ، بلکه اقیانوس اطلاعاتی است که انسان ها در آن، زیر ساخت ها را کنترل کرده و توسعه می دهند2». مشاهده می کنید که تعریف میسفادین و لوی تنها به کار این می آیند که بگوییم، اینترنت یک فضای مجازی است که اقیانوسی از اطلاعات در اختیار انسان می گذارد. شما می توانستید به جای واژه مجازی در تعریف این دو نظرمند از واژه هایی مانند حقیقی، واقعی، چند وجهی، دیجیتالی و...استفاده کنید. جابجایی هر یک از این واژه ها، هیچ تأثیری در تعریف آنها نمی گذارد، زیرا این دو نظرمند روشن نکرده اند که دقیقا فضای مجازی چیست و تفاوت آن با فضای واقعی در کجاست؟

جهان مجازی، جهان غیر واقعی است. فضا و مکان و زمان در جهان مجازی، فضا، مکان و زمان هایی هستند که در واقعیت وجود ندارند. اشیاء، علائم و نمادها حاوی آثار ، معانی و تأثیراتی هستند که از رابطه واقعی انسان با هستی ایجاد نشده اند. اینترنت، سینما، موسیقی و به طور کلی آنچه که امروز به عنوان اینترتایمنت   entertainment  شناخته شده اند، وقتی رابطه انسان را با واقعیت غیر مستقیم می سازند، به ابزارهای مجازی ساز تبدیل می شوند. اما همین وسایل، مانند آنچه که اینترنت و سینما به نمایش می گذارند، وقتی به افراد و جامعه ها کمک می کنند تا واقعیت را روشن و روشن تر ببینند، جهان ایجاد شده در چنین فضایی، فضا و جهان مجازی نیستند. امروز تردیدی نیست که سینما و اینترنت می توانند با اطلاع رسانی و انتقال واقعیت در سطح آگاهی ها، رابطه انسان را با واقعیت مستقیم و به آزادی انسان کمک برسانند. اما ضد دموکراسی ها در جهان دموکراسی کوشش دارند تا این ابزارها را وسیله ای برای غیر مستقیم کردن افراد و جامعه ها با واقعیت بسازند.

کوشندگان اینترتایمنت، برآنند تا مرز میان جهان واقعی و جهان مجازی را مخدوش کنند. خدشه به جهان واقعی، تا آنجا پیش می رود که مبارزه با جهان مجازی را امری آرمانی، تخیلی و غیر واقعی معرفی می کند. یکی از فجایعی که امروزه به وجود می آید، فاجعه مجازگرایی تحت عنوان واقع گرایی است. رئالیست ها، واقعیت را نه مجرای آزادی انسان، بلکه چونان امری می شناسند که انسان محکوم امور واقع است. بدین سیاق، کانون های قدرت به موجب سیستم های اطلاعاتی و سایبرنتیکی می کوشند تا «امور واقع» را «امر واقعی» نشان دهند. همچنین به موجب هنر و ادبیات امپرسیونیک و به موجب آنچه که در تکنولوژی های رسانه ای نمایش داده می شود، نشان می دهند که انسان واقع بین، کسی است که بر ساخته قدرت، برنمی آشوبد. از این رو وقتی با امری که در واقعیت رخ می دهد مخالفت می شود، گویی اینکه با خود واقعیت مخالفت شده است، به امری انتزاعی و فانتزیا تبلیغ می شود.

اما اگر دانسته می شد که آنچه در واقعیت رخ می دهد، «امر واقع» است، نه «امر واقعی»، و بسیاری از امرهای واقع مانند، ابزارهایی که مدام در کار تبدیل فرهنگ به سرگرمی هستند، امر واقعی نیستند، مرز میان واقعیت و مجاز آشکار می شد. به عنوان مثال دنیای کامپیوتر و اینترنت، سینما و موسیقی، وقتی ابزار اطلاع رسانی، گسترش آگاهی و افزایش تعامل انسانی با تکیه بر توسعه آزادی و برابری می شوند، امرهای واقعی هستند که در مستقیم کردن رابطه انسان با واقعیت کمک می کنند. اما همین ابزارها وقتی به عوامل محدود کننده آزادی و از خود بیگانگی انسان تبدیل می شوند، امرهای مجازی هستند که تنها در واقعیت رخ داده اند، بدون آنکه هیج سنخیتی با خود واقعیت ناب داشته باشند.

 

چگونه جهان مجازی سیاهچال آزادی می شود؟

واقعیت ناب آزادی است. امانوئل کانت نیز به نیکی از این واقعیت به عنوان «شیئی فی نفسه» و یا «شیئی برای خود» و یا در اصطلاح لاتین به عنوان «نومن» یاد می کند. اندیشه گر موازنه عدمی نیز به درستی از آن به عنوان دائمی کردن مبارزه با سانسور یاد می کند. قول اندیشه گر موازنه عدمی صحیح تر است، زیرا واقعیت ناب تنها نزد هستی ناب به آزادی می رسد. کوشش ها در آزادی باید به ناب کردن واقعیت منجر شوند. در مقاله «اسطوره رئالیزم3» نشان دادم که چه تفاوتی میان «واقعیت ناب» با «ناب کردن واقعیت» وجود دارد. همانقدر که واقعیت ناب می تواند دستاویز رئالیزم منجمد (واقع گرایی) و حتی به بهانه آزادی مثبت دستاویز توتالیتاریسم شود، ناب کردن واقعیت، روش مبارزه دائمی با سانسور و گسترش آزادی ها تا مرزها لایتناهی امر واقعی است.

اگر بخواهم به زبان پیامبر آزادی سخن بگویم، ناب کردن واقعیت، چیز جز کوشش برای مستقیم شدن رابطه انسان با واقیت نیست. تنها در این صورت است که اشیاء آنچنان که هستند بر ما نموده می شوند «ربی ارنی الاشیاء کما هی4» و نه آنچنان که ذائقه این قدرت و آن قدرت، مجازها را به عنوان واقیعت به ما نشان می دهند. بدین ترتیب وقتی بندهای سانسور و حلقه های پیوستگی و بستگی انسان به جهان مجازی یک به یک از هم گسسته می شوند، وقتی فاصله میان دنیای سوبژه و دنیای ابژه تا حد صفر تقلیل پیدا می کند، انسان در فراخنای بی نهایت آزادی در امرواقعی و با امر واقعی یکی می شود؟

 این نوع آزادی در گرو مبارزه با هر نوع سانسور و واسطه ای است که میان انسان و واقعیت به حائل نشسته است. اما واقع گرایی به جای نشان دادن راه مبارزه با سانسور و نزدیک شدن انسان با امرواقعی، با واقعی نشان دادن هر چیزی که هست، و با نشان دادن دنیای مجازی به عنوان امر واقعی و گریز ناپذیر، عملا دست انسان را فراتر از رمانتیسم اقتدارگرا، در دنیای اوهام فرو می نهد.

تعریف و تفاوتی که از رابطه واقعیت و مجاز ارائه می شود، نه تنها موسیقی، سینما و تلویزیون فضاهای مجازی نیستند، بلکه جهانی که اینترنت به وجود می آورد، جهان مجازی نیست. این ابزارها مانند همه ابزارهای مجازی ساز دیگر، وقتی رابطه انسان را با واقعیت غیر مستقیم می سازند و در نتیجه آزدی انسان را محدود و محدودتر می کنند، به ابزارهای مجازی ساز تبدیل می شوند. فضای مجازی وقتی است که شما در موقعیت "آن لاین" نقاب بر چهره بزنید و هویت خود را پنهان کنید. جهان مجازی وقتی پدید می آید که مخاطبانتان را به «دجالیت آگاهی» بخوانید، آگاهی ای که در پس واژه های آن و ایده هایی که این واژه ها را به عاریت می گیرند، بدترین استبداد پنهان شده باشد. همانطور که دومکن تیس خاطر نشان می کند، در موقعیتی که شما در آن لاین قرار می گیرید می توانید به ساخت هر هویتی بپردازید که خوشایند مخاطبتان باشد و یا آنچنان که کارتون می گوید : «در وب هیچکس نمی داند که شما سگ هستید. همچنین هیچکس نمی داند که شما عضوی از یک گروه نژادی، نابینا، معلول، جوانی بدنام و یا دارای هر گونه خصوصیات نامناسب اخلاقی می باشید5».

ایمل و وب لاگ شما وقتی فضای مجازی می آفرینند که به کمک آنها امر غیر واقعی را واقعی نشان دهید. اما ایمل ها و وب لاگ ها وقتی اطلاعات و آگاهی را در اختیار مخاطبان قرار می دهند، راهی را که مخاطبان باید با پیج و تاب های فراوان و با هزینه بالا انجام دهند، اکنون با ارزان ترین هزینه و با سرعت نور بر ذهن شما می تابانند. در حقیقت ایمل ها و وب لاگ ها و در موقیعت "آن لاین" قرار گرفتن مخاطب، دسترسی مخاطبان را به واقعیت ارزان تر و سریع تر می کند. به علاوه و مهمتر اینکه، همانطور که لی پی مسفادین می گوید، در فضای اینترنت فرد خود به منبع و مرجع تبدیل می شود. چنین فضایی نمی تواند، فضای مجازی تلقی شود. این فضا حاصل پراکنش تراوشات ذهن آگاه و ذهن خلاق است که بر صفحه مونیتور می تابند. زمانی که دکارت می گفت، جهان تا آنجا هست که در ذهن ما تصویر سازی می شود و بیرون از تصاویر ذهنی نمی توان خبر از هستی داد، نمی توانست موقعیتی را تصور کند که به موجب نیروی محرکه ذهن، تصاویر به جهان های دیگری تبدیل شوند : جهان مجازی و جهان حقیقی دیگر.

اینترنت همان تصاویری اند که دو فضای مجازی و حقیقی پیشاروی انسان باز می کند. اینترنت فضایی را به تصویر می کشاند که در ذهن دکارت و کانت وجود نداشتند. این تصاویر علائم ذهنی هستند که چون ذرات فوتونی در شرایط آزادی خلق می شوند. در نتیجه ذرات فوتون یا به اصطلاح نئوگنوستیک ها «آئون ها6»، چونان «من آزاد» می مانند که واقعیت تاریک و سانسور شده را به سوی نشان دادن واقیعت ناب برمی کشند. اما وقتی همین ذرات فوتونی در شرایط آزادی خلق نمی شوند، به جای ناب کردن واقیعت، خود به سیاهچال آگاهی تبدیل می شوند. مجتمع سیاهچال ها در یک مدار بسته، از "من" موجودی مجبور و بسته ایجاد می کنند. "من بسته" وقتی جذب سیاهچال می شود، در تعامل با محیط مدام به سانسور کردن و تاریک کردن واقعیت می پردازد. در نتیجه فضای اینترنت که محصول تصویر سازی و خلق فضای ذهنی است، با انتقال ذرات الکترونی به روی تراشه هایی که به صورت يك مدار مجتمع بر روی يك قطعه سيليسيم نازك تشکیل شده اند، به تولید فضای جدید می پردازد. ذراتی که در شرایط غیر آزاد به سیاهچال آگاهی تبدیل می شوند و جریان اطلاعات را به «تفاله اطلاعات» تبدیل می کنند. فضای تولید شده حاصل از چنین تصاویری، همان فضای مجازی است که در جامعه های دموکراسی لیبرال از آن استفاده می شود.

در فضای مجازی به جای واقعیت با واقع نماها روبرو هستید. بی جهت نیست که افراد خبره ای چون لوی، پوستر و جردن، فضای اینترنت را ماهیتا مهمل نما معرفی می کنند. در فضای مجازی، شما دوست و دشمنان مجازی ایجاد می کنید، اماکن و فروشگاههای  مجازی می سازید که در آن می توان به خرید و فروش هر چیز و حتی اسلحه پرداخت. با پول های مجازی اسلحه های مجازی خریداری می کنید. و حتی می توانید هر چیز جلوی دستتان را به اسلحه دلخواه تبدیل کنید و برای جنگیدن با دشمن فرضی بکار بگیرید. امروز نظام دموکراسی لیبرال در آمریکا به خوبی از فضاهای مجازی برای کشتن دشمنان مجازی استفاده می کند. آنها بازی هایی در فضاهای مجازی می سازند که اسطوره قدرت آمریکایی را در ذهن مخاطبان، به اسطوره ای مطلق و شکست ناپذیر تبدیل می کند.

به عنوان مثال، در بازی Ghost Recon3 شما می توانید درموقعیت یک سرباز اسطوره ای قرار بگیرید که قدرت اسطوره ای آمریکا را از شر شیاطین تروریست نجات می دهد. در این بازی که برهه ای از زمان 2013 را به تصویر مجازی می کشاند، زمانی که رهبران آمریکا، کانادا و مکزیک در شهر مکزیکو سیتی به منظور انعقاد قرارداد بازرگانی گرد هم جمع شده اند، رئیس جمهور آمریکا توسط تروریست ها به گروگان گرفته می شود. نقش شما به عنوان یک سرباز وظیفه شناس و اسطوره ای، این است که در مبارزه با تروریست ها جان رئیس جمهوری آمریکا را نجات دهید. در  این بازی شما می توانید در فضای ذهنی و مجازی به هواپیماهای جنگنده مجازی دست پیدا کنید و با فرمان هایی که از برج های کنترل مجازی دریافت می کنید، پایگاههای دشمنان مجازی را بمباران کنید.

گرافيک بازی به گونه ای طراحی شده است که احساسی همتراز با یک سرباز واقعی را به بازیگر منتقل می کند. طراحان بازی ها اگر چه در بازی رقابت، در سود و منافع خویش نگاه می کنند، اما استراتژیست های دموکراسی لیبرال نیک می دانند که چگونه با ساختن فضاهای مجازی، رابطه افراد و جامعه ها را با واقعیت، به رابطه ای غیر مستقیم برگردانند. آنها نیک می دانند که چگونه می توانند، احساسی که در یک فضای مجازی تولید می شود، به سطح افکار سیاسی و اجتماعی منتقل کنند. استراتژیست های مالی - نظامی در فضاهای مجازی وانمود می کنند که اگر هیمنه قدرت آمریکایی شکسته شود، جهان در کام شرارت بلعیده خواهد شد. از این روست که یک سرباز آمریکایی نه تنها وظیفه خود می داند که به حفظ اسطوره آمریکایی بکوشد، بلکه با تولید احساس مجازی ای از شوربختی انسان دوستانه،  نقش هادی و منجی آن دسته از مللی را می یابد که از جهنم شرارت و تروریسم به خوبی آگاه نیستند.

آنچه که روشن است، این حقیقت است که فضای حقیقی اینترنت به موجب اینترتیمنت entertainment به فضای مجازی تبدیل می شود. بازیگران دنیای اینترتیمنت  entertainment از کودکان تا پدران و مادران و از دانش آموزان تا روشنفکران و اساتید دانشگاهی، به گمان خود آزاد هستند، می توانند به هر سیاستی اعتراض کنند، حق شوریدن و افشاء اسناد محرمانه برای آنها از سوی نظام دیوان قضایی کشور تضمین شده است، اما هیچگاه از خود نمی پرسند که هرگاه دست به شورش می زنند و یا هرگاه مایل نیستند و نمی خواهند دست به شورش بزنند، در کدام فضا اقدام می کنند و در کدام فضا به افشاء اسناد محرمانه مبادرت می کنند؟ آیا این فضا، همان فضایی نیست که استراتژیست های مالی - نظامی اثر هر نوع آزادی را خنثی کرده اند؟ بازیگران از خود نمی پرسند، آیا آنها واقعیت را مستقیما خود می یابند و خود در تجربه به احساس و ایده ها دست می یابند؟ به دیگر سخن، آیا اندریافت واقعیت در چشم و دل بازیگران، بنا به کنش های درون ذات خود آنها پدیدار آمده است؟  آیا همانگونه که آیزنر رئیس شرکت والت دیسنی اظهار می کند :«سرگرمی های آمریکایی عرضه کننده امکانات متعدد فردی، انتخاب فرد و نحوه بیان فرد هستند7»؟ یا حقیقت چیزی است که بنیامین آر. باربر رئیس مرکز «والت ویت من» در دانشگاه راتگرز در ایالت نیوجرسی می گوید. او که برنامه جهاد علیه دنیای «مک8» را به راه انداخت، نیک می دانست که ادعای آیزنر چیزی جز دروغ محض نیست. زیرا دنیای مک و یا آنچه که جهان مجازی از سرگرمی ها ارائه می دهد، چیزی جز از میان بردن استقلال و حق انتخاب نیست. بنابراین واقعیت و هر انتخاب در «امر واقع» نه از چشم و نظر بازیگران واقعی، بلکه از چشم و نظر بازیگران مجازی، یعنی همان  استراتژیست های مالی – نظامی است که دریافت می شود؟

 

تکنولوژی سکسوآلیسم

ادغام تکنولوژی رسانه ای با تکنولوژی سکسوآلیسم، به مهمترین و مهیج ترین ابزار ایجاد جهان مجازی تبدیل می شود. رسانه ها، تکنولوژی افکار سازی هستند. اما همه مسئله اینجاست که افکار عمومی را به سود چه کسانی و با چه هدفی می سازند؟ فراوان رسانه های مستقل و آزاد وجود دارند که رسانه را وسیله انتشار بیان آزادی نموده اند. این رسانه ها سانسور نمی کنند و اغلب سانسور هم می  شوند. اما رسانه ها امروز با ایجاد فضای مجازی، افکار اجتماعی را بنا به ذائقه قدرت شکل می دهند. اگر هدف رسانه ای نشر اطلاعات بود، باید کوشش خود را بر شکستن سانسور و شکستن جهان مجازی می کردند. فضایی که به موجب آن فرهنگ به کالای سرگرم کننده تبدیل شده است. رسانه ها آموزش می بینند که چگونه می توانند افکار و اندیشه جامعه ها به تسخیر و تصرف خود دربیاورند. رسانه ها رسالت خود را نشر اطلاعات و حتی ارتقاء آگاهی عمومی می شناسند.  گویی اینکه اگر کسی از هدف آنها با خبر نباشد، همه ظرفیت های مادی و معنوی خود را چون مبارزان رهایی بخش، وقف ارتقاء افکار عمومی کرده اند. اما نشر اطلاعات وقتی در فضای مجازی و با هدف تأمین ذائقه کانون های قدرت صورت می گیرد، به ساهچال اطلاعاتی تبدیل می شود. ساهچالی که هدف آن غیر مستقیم کردن رابطه انسان با واقعیت است. در این میان «تکنولوژی جنسی» یکی از مهمترین ابزارهای غیر مستقیم کردن این رابطه محسوب می شود. تكنولوژي رسانه اي به خوبي مي تواند اشكال و تصاوير مجازي را به جاي واقعيت در ذهن مخاطبان خود ايجاد كند. به همان ميزان كه دولت ها از ايام كهن تا قرون پيشامدرن، كوشش مي كردند و مي توانستند مرز ميان انسان و واقعيت را بردارند، تكنولوژي هاي رسانه اي امروز بيش از هميشه توانا به از ميان بردن مرز ميان حقيقت و مجاز هستند.

در رابطه مستقیم انسان با واقعیت، رابطه جنسی آزاد، تجلی زیباترین تصاویر عشق است. اما نظام دموکراسی لیبرال رابطه جنسی آزاد را با ایجاد فضاهای مجازی و در یک جهان مجازی، به وارونه رابطه جنسی آزاد تبدیل می کند. واکنشگران رابطه جنسی، بریدن لجام جنسیت را آزادی می نامند، لیک لجام اندیشه و اخلاق را به جنسیت بستن، نوعی زندان می شناسند.

آنها از این حقیقت غفلت می کنند و جامعه را به غفلت می خوانند که، جنسیت یک نوع کنش اخلاقی است. کنشی است که از رابطه واقعی انسان با سائق های ذاتی او ایجاد می شود. رابطه واقعی، رابطه ای است که به موجب انتخاب انسان در مقام آزادی و کنش به وجود می آید. اما غفلت ها وقتی  این رابطه واقعی را به رابطه مجازی برمی گردانند، دیگر انسان در مقام یک کنشگر و برابر با سائق های جنسی خود دست به انتخاب نمی زند، بلکه پیشتر فضاهای مجازی ای ایجاد می شود تا سائق های جنسی در یک رابطه واکنشی و جبری، پاسخی در خور استراتژیست های نظامی – مالی ارائه دهند.

دموکراسی های لیبرال به وضعیت زن در ایران افسوس می خورند که آزاد نیستند (که نیستند) اما صد افسوس نمی خورند که چگونه است که زنان جهان مجازی، ابزار ارضاء سائق های مردانه بر می آیند؟ چگونه است که جنسیت زنان را  چون کالاهای لوکس به ابزار توسعه تجارت تبدیل می کنند؟ اگر کرامت زنان ایرانی در سیاهچال فضای مجازی و در معابد سنت و قدرت، ذبح می شوند، چرا نباید صد افسوس خورد که کرامت زنان جهان مجازی که دموکراسی های لیبرال به وجود می آورند، در افسون آزادی مجازی ، ذبح می شوند.

اگر زنان در جهان دموکراسی لیبرال آزادی بدست آورده اند، به یمن بینادهای مدنی و دموکراسی است که ریشه در تاریخ و فرهنگ آن سرزمین ها دارد، اما دولت های دموکراسی لیبرال نمی توانند مدعی این آزادی ها باشند. آنها تنها جهان مجازی خلق می کنند که زنان آزادی خود را به قیمت بازار به حراج بگذارند. در این جهان همه الگوها، علائم و نشانه ها و حتی قوانین و نهادهایی که تأسیس می شوند، زن را مجازا به برابری با مرد می خوانند. یکی از این مجازها این است که مرد به الگوی زنانه و زن به الگوی مردانه تبدیل می شوند. سرانجام در این وارونه سازی ها، این زنان هستند که مغلوب الگوهای مردانه می شوند. امروز در کوچه و خیابان این کشورها اگر قدم بزنید و در تمام فیلم هایی که به نمایش می گذارند، نمونه ای از زنان می یابد که با ژست و ادای مردانه، با پوشیدن یک کفش کتونی، یک شلوار جین، یک تی شرت و یک نخ سیگار، پا جای پای مردان می گذارند. آنها با وارونه کردن واقعیت، مسئله «پا به پای مردان» رفتن را به «پا جا پای مردان» گذاشتن تعریف کرده اند.  قطعا این زنان چون نمی توانند در تمام خصوصیات چون مردان شوند، به کاریکاتور مردانه تبدیل می شوند.

این قلم کوشش ندارد تا آزادیهای واقعی را که در دفاع از حقوق زنان در ممالک دموکراسی وجود دارد، انکار کند. و کوشش ندارد  آنچه که در از بین بردن تبعیض ها و اعطاء پاره ای از حقوق مساوی در تحصیل، در اشتغال و حتی در فعالیت های اجتماعی – سیاسی وجود دارد، در مقایسه با ممالکی که هنوز زن را دون مرد می شمارند، قرار دهد. اما می پرسد که چرا جنبش زنان هیچ کوشش جدی ای در آنچه که امروز زنان را نه به حیث توانایی ها و مهارت های فنی او و نه به حیث علم و اندیشه او، بلکه تنها به حیث آنچه که زنان می توانند ذائقه جنسی مردان را ارضاء کنند، از خود نشان نمی دهند؟

 آنچه که از یک رابطه جنسی و یا نمایش جنسیت در فیلم ها، در شوهای تلویزیونی، در نمایشگاه ها و در تبلیغات دیده می شود، این است که پراکسیس جنسی زنان در خدمت پراکسیس جنسی مردان قرار دارد. رابطه جنسی در جهان مجازی، با هدف ارضاء مردان و در پایان به سود سلطه مردان نمایش داده می شود. به عبارتی، زنان در قلمرو جنسی کماکان نقش انفعالی و درجه دومی خود را نسبت به مردان حفظ کرده اند. نقش سلطه مردانه را در این نوع نمایش ها به آسانی می توان مشاهده کرد. در پاسخ این سلطه، زنان نیز بیکار ننشسته اند. آنها نیز جنسیت را ابزار سلطه قرار می دهند. لذا کنش های زنانه به جای آنکه در یک رابطه جنسی و عشقی آزاد بیان شوند، در وسوسه هایی بیان می شوند تا با انواع تحریک ها و خدعه ها، مردان را به تصرف خود در بیاورند. با این وجود برنده این بازی سلطه نه زنان هستند و نه مردان، بلکه این بنگاههای تجاری هستند که از رابطه سلطه در جنسیت سود می جویند. چه آنکه در رابطه برابر و بیرون از روابط سلطه، عشق جانشین رقابت می شود و در نتیجه بنگاههای تجارت سکس در مناسباتی که رقابت بی محل شود، نمی توانند روابط جنسی را به کالای تجاری تبدیل کنند. در این میان جهان مجازی در آنچه که این بنگاهها در اینترنت به وجود می آورند، بیش از گذشته رابطه های جنسی نابرابر و مبتنی بر سلطه را تشدید کرده است.

از این روست که جهان مجازی با خلق هویت های مجازی ، ایده های مجازی و حتی دوستان و دشمنان مجازی، کنشِ تصمیم و انتخاب افراد و جامعه ها را به واکنش قدرت شدن تبدیل می کند. این است که دموکراسی لیبرال هر چند نسبت به دیکتاتوری ها چند گام و نسبت به دموکراسی های هدایت شده یک گام جلو برداشته اند، اما با خلق جهان مجازی و تکنولوژی هایی که قادر است این جهان را به واقعیت تبدیل کند، بیش از نظام های پیشین، نقش دولت را به ابزار «تبدیل افسانه به واقعیت9» برمی گردانند.

 

منابع :

1-       کتاب دام جهان گرایی نوشته هانس پیتر مارتین و هارلد شومان با ترجمه عبدالحمید فریدی عراقی ، انتشارات فرهنگ و اندیشه، به بخش اول و دوم کتاب مراجعه شود.

2-       منبع : سایت باشگاه اندیشه، مقاله زبان فضای مجازی نوشته لی پی مسفادین با ترجمه کامبیز پارتازیان

3-       مقاله اسطوره رئالیزم از همین قلم، در چهار شماره (به سایت گویا نیوز و یا جستجوگر گوگل مراجعه شود)

4-        دعا از حضرت پیامبر است که می گوید :  خداوندا اشیاء را آنچنان بر من نشان بده که هستند

5-       منبع : سایت باشگاه اندیشه، مقاله فضای مجازی، هویت و جامعه نوشته دونکن تیمس با ترجمه کامبیز پارتازیان

6-     برای مطالعه بیشتر آراء نئوآگنوستیک ها به کتاب شعور، این ناشناخته نوشته ژان شارون، ترجمه دکتر محسن فرشاد انتشارات شرکت سهامی انتشار مراجعه شود. آراء مترجم نیز در آثاری که از ایشان وجود دارد، گزارشگر همین نحله فلسفی – علمی است.

7-       کتاب دام جهان گرایی ص 25

8-       اشاره به دنیای مک دونالد است که به وسیله فروشگاههای زنجیره ای خود در فروش ساندویج و موادغذایی به تسخیر جهان مشغول است.

9-       عبارت از ارنست کاسیرر است، در تعریف دولت. به کتاب وی به نام افسانه دولت، انتشارات خوارزمی مراجعه شود.

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه 22 آبان1386 ساعت 16:24  توسط احمد فعال  |