<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>جهان بدون قدرت</title>
<link>http://faalahmad.blogfa.com/</link>
<description>مقالات و یادداشت هایی از  احمد فعال</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 02 Jan 2008 07:42:34 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>بحثی در باره منافع ملی یا حقوق ملی</title>
<link>http://faalahmad.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-ansi-font-size: 20.0pt; mso-ascii-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;واژه منافع ملي، يكي از مبهم ترين واژه هايي است كه روز به روز بر ابهام آن افزوده و روز به روز، به ابزاري برنده تر و موجه تر در ايجاد بدترين خشونت ها تبديل مي شود. به موجب همین ابهام هاست که دولت ها تا فاصله چند هزار کیلومتری، برای خود منافع می جویند. اين ابهام مكمل و پوشاننده ابهام ديگري به نام امنيت ملي است. اغلب منافع ملي در مفهوم كلي و مبهمي چون امنيت ملي توجيه مي شود. اما امنيت ملي چيست و ملت كيست؟ آيا امنيت يك مفهوم حقوقي است و يا يك مفهوم سياسي‏ يا اقتصادي و يا نه، امنيت &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-font-size: 20.0pt; mso-ascii-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;به &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-ansi-font-size: 20.0pt; mso-ascii-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;يك قلمرو جغرافيايي اطلاق می شود؟ در نگاه دیگر، آيا امنيت براصل آزادي تعريف مي شود و يا بر اصل قدرت؟ هر گاه امنيت را بر اصل قدرت تعريف كنيد،‏ رابطه آن با هر يك از مفاهيم ياد شده بر رشته اي از تضادها و تقابل ها تنظيم مي شود. و هر گاه امنيت را بر اصل آزادي تعريف كنيد،‏ رابطه آن با اين مفاهيم بر رشته اي از برابريها و مكمل ها تنظيم مي شود. در بيان قدرت، امنيت به امنيت حكومت كنندگان و در بيان آزادي،‏ امنيت به امنيت حكومت شوندگان اطلاق می شود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Jan 2008 07:42:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faalahmad&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>faalahmad</dc:creator>
<guid>http://faalahmad.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حقوق بشر و وجدان عمومی بشر</title>
<link>http://faalahmad.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; توسعه و عمومی شدن مفهوم حقوق بشر در میان ملت ها موجب تهییج آنها به مفاهیم انسانی می شود. همچنین توسعه این مفهوم، اصل مبارزه و دفاع از انسانیت را نزد ملت ها و آنها که همواره در طول زندگی خود با یک بی تفاوتی خاص از کنار حقوق و تکالیف انسانی می گذشتند، بسط و گسترش می دهد....اما &lt;/SPAN&gt;نگرانی این است که امروزه مبارزه و دفاع از حقوق بشر به یک ژست اجتماعی و فانتزیای فرهنگی و هنری بدل شده است. چنانچه امروز می توان در هر گوشه و کنار جهان مشاهد ه کرد، چگونه کسانی را که عمری هنر، فرهنگ&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و اقتصاد را بازیجه فحشاء، سودگرایی و تحمیق ملت ها قرار داده اند، بخش اندکی از درآمده های افسانه ای خود را برای ارئه یک ژست سیاسی- اجتماعی و کسب محبوبیت های بیشتر و از آنجا برای آنکه ژست خود را وسیله کسب درآمدهای بیشتر کنند، صرف امور خیریه و ...می کنند.&lt;/SPAN&gt; </description>
<pubDate>Sun, 23 Dec 2007 12:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faalahmad&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>faalahmad</dc:creator>
<guid>http://faalahmad.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>توانایی و ناتوانایی زیستن در خود</title>
<link>http://faalahmad.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Arial; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اگر هيئت روانی انسان را همچنان که در مقالات ديگر نوشته ام مقدم بر هيئت عقلانی او بشماريم و اگر دستگاه عقلانی را با همه ديدگاه ها و روش های استدلالی و نظريه سازی، پوششی بر دستگاه روانی انسان و جامعه ها محسوب بدانيم، در اين صورت سرچشمه واقعی موازنه مثبت و منفی را در هيئت درونی خود انسان و جامعه جستجو خواهيم کرد. جامعه ای که توانا به تغيير وضعيت خود نباشد، همواره چشم به عوامل و نيروهای محرکه بيرون می دوزد، تا اين عوامل دست به کار تغيير اوضاع و احوال او گردند. وضعيتی که او توانا به تغيير آن نيست، لاجرم بايد به کمک و هدايت دست هايی از بيرون تغيير کند. فردی که توانا به تغيير و بهبودی وضعيت خود نيست، با اتکاء به ديگران و با اتکاء به کانون های قدرت و توانايی های ديگران، به انتظار تغيير و بهبود وضع خود می نشيند. &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 15 Dec 2007 13:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faalahmad&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>faalahmad</dc:creator>
<guid>http://faalahmad.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زیستن میان دو سنگ آسیاب قدرت</title>
<link>http://faalahmad.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;واقعت این است که قدرت فرآورده رابطه قوا و رابطه سلطه است. تضادها و تبعیض ها در نتیجه همین رابطه هاست که در وجود می آیند. در این میان چون جانبدار موازنه مثبت از پیش می داند که رابطه قوا و سلطه وجود دارد، تنها کوشش می کند به جانب قدرتی نزدیک شود که او را به هدف ها نزدیک تر می سازد. از این روست که جانبدار موازنه مثبت همواره با این گمان که : خُرد کردن و ساییدن قدرت بد و نامشروع، تنها در گرو نزدیک شدن و یکی شدن با قدرت مشروع انجام می شود، در نتیجه خود را میان «دو سنگ آسیاب قدرت» قرار می دهد.&lt;/SPAN&gt; </description>
<pubDate>Mon, 03 Dec 2007 12:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faalahmad&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>faalahmad</dc:creator>
<guid>http://faalahmad.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جهان بینی موازنه ها</title>
<link>http://faalahmad.blogfa.com/post-14.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;حقیقت این است که گرایش به قدرت و گرایش به موازنه مثبت، بر این پیش فرض قرار دارد که جانبداران، پیش از آنکه افکار و رفتار خود را در سنجه روابط قوا اندازه گیری کنند، نشان از نگاه مثبت به خود قدرت و به ویژه به قدرت های بالفعل در جهان، دارد. متقابلا همین پرسش در باره دیدگاه موازنه منفی وجود دارد. بدین معنا که باور به موازنه منفی بر این پیش فرض متکی است که جانبداران موازنه منفی، پیش از آنکه بخواهند بیرون از روابط قوا عمل کنند، نسبت به طبیعت قدرت و یا به وجود قدرت های بالفعل در جهان، نگرش منفی دارند. اکنون این دو نگاه درونی و بیرونی به قدرت را به مطالعه می گذاریم&lt;/SPAN&gt; </description>
<pubDate>Wed, 21 Nov 2007 08:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faalahmad&amp;postid=14</comments>
<dc:creator>faalahmad</dc:creator>
<guid>http://faalahmad.blogfa.com/post-14.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جهان مجازی در دموکراسی لیبرال(قسمت سوم و پایانی)</title>
<link>http://faalahmad.blogfa.com/post-3.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;وقتی در سال 1995 در هتل مجلل و افسانه ای فرمونت &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;و بر فراز تپه هاي ناپ، در سانفرانسیسکو غول های اقتصادی &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;–&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt; سیاسی از سراسر جهان گرد هم جمع شدند، نخبه گان کشورهای توسعه یافته بنایی برای ایجاد یک جهان (20&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;–&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt; 80)&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;را در دستور کار قرار دادند.&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; در همانجا طرح «تی تی تین منت» توسط یکی از هوشمندان اقتصادی &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;–&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; سیاسی ابداع شد و مورد استقبال پراگماتیست ها قرار گرفت. این هوشمند حرفه ای کسی نبود جز زیبگنیو برژینسکی. «تی تی تین منت» ترکیبی از دو واژه سرگرمی و تغذیه است. بدین ترتیب در چشم انداز جهان (20 -80) به وسیله سرگرمی و با اندکی تغذیه، می توان جهان را به تسخیر و کنترل کامل در آورد. گفته می شود که در این چشم انداز&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;، 20 درصد از جهان تولید می کنند و مابقی 80 درصد از جمعیت جهان کاملا سرگرم اند&lt;SUP&gt;1&lt;/SUP&gt;. &lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 Nov 2007 12:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faalahmad&amp;postid=3</comments>
<dc:creator>faalahmad</dc:creator>
<guid>http://faalahmad.blogfa.com/post-3.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نمایش دموکراسی آمریکایی در دو پرده (قسمت دوم)</title>
<link>http://faalahmad.blogfa.com/post-2.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;دلیل وجود ضد دموکراسی در ذات طبیعت قدرت است. هیچ قدرتی و هیچ قدرتمداری در جهان نمی یابید که دموکرات و یا آزادی خواه باشد. تفصیل دلیل آن را در نوشته های دیگر آورده ام، اما ملخص آن، طبیعت گسترش خواهی و تکاثرگرایی است که در ذات هر قدرت وجود دارد. از نظر این قلم، هیچ دولتی وجود ندارد که آزادی خواه و دموکراتیک باشد. زیرا دولت به مثابه سازمان یافته ترین شکل قدرت نمی تواند گرایش به آزادی و دموکراسی داشته باشد. اگر دولتی دموکراتیک و آزادیخواه نشان می دهد به دلیل وجود بنیادهای دموکراتیک و آزادیخواهی در جامعه است. اگر وجود بنیادهای دموکراتیک و وجود مبارزات آزادی در جهان نمی بود، تردید نکنید که : &lt;U&gt;هر دولت به میزان قدرتی که در او متمرکز است، به تدریج مرتکب بدترین فسادها می شود.&lt;/U&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;U&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;دولت آمریکا از این جهت که بزرگترین قدرت جهان است، یکی از نیرومندترین ضد دموکراسی ها در جهان محسوب می شود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/U&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 Nov 2007 12:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faalahmad&amp;postid=2</comments>
<dc:creator>faalahmad</dc:creator>
<guid>http://faalahmad.blogfa.com/post-2.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نمایش دموکراسی آمریکایی در دو پرده</title>
<link>http://faalahmad.blogfa.com/post-1.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;پرده اول:&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;تا آنجا که این قلم مطلع است دموکراسی در آمریکا، یکی از قوی ترین دموکراسی ها در جهان است. می توان دلایل فراوان در دفاع از این دموکراسی ارائه داد. دموکراسی آمریکایی از آغاز شکل گیری استوار بر دو پایه مهم و اساسی بود. نخستین پایه این دموکراسی، وجود مبسوط آزادی های فردی و اجتماعی است. اهمیت وجود آزادی تا حدی است که نه فقط اعتراض عمومی، بلکه وجود یک شورش اجتماعی، دست هیچ دولتی را برای سرکوب و یا محدود کردن آزادی ها باز نمی گذارد. سنت آزادی تا حد شورش، به جفرسون سومین ریاست جمهوری آمریکا و یکی از &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;بنیان گذاران این دموکراسی باز می گردد. جفرسون زمانی که در پاریس بسر می برد، در غیبت او در ایالت ماساچوست، شورشی مسلحانه به رهبری شیز صورت گرفت. وقتی اخبار شورش را به اطلاع جفرسون رساندند، در پاسخ گفت : «خدا نکند هرگز بیست سال بر ما بگذرد و چنین شورشی نداشته باشیم&lt;SUP&gt;1&lt;/SUP&gt;». &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 Nov 2007 12:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faalahmad&amp;postid=1</comments>
<dc:creator>faalahmad</dc:creator>
<guid>http://faalahmad.blogfa.com/post-1.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قهرمانی در سنجش حق مداری</title>
<link>http://faalahmad.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اینکه قهرمانان&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;از مرگ نمی ترسند، آیا نترسیدن علامتی آشکار از حقانیت است؟ آیا کسانی که تسلیم نمی پذیرند، به این دلیل است که به سبک و سیاق قهرمانان، ترس در قاموس آنها مفهوم خود را از دست داده است؟ آیا تسلیم ناپذیری و ایستادگی در برابر زورمدار، نشانه ای از حق مداری است؟ اگر تسلیم ناپذیری و نترسیدن علامت قهرمانی است و قهرمانی نشانه ای از نشانه های حق مداری است، پس مقولاتی چون انعطاف، گذشت و ملاطفت، از جنس چه مفاهیمی هستند؟ آیا دنیای امروز که انسان را به عناصری چون انعطاف و ملاطفت تعریف می کند، در پی پایان بردن رسم قهرمانی است؟ &lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Thu, 01 Feb 2007 12:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faalahmad&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>faalahmad</dc:creator>
<guid>http://faalahmad.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مطالعه ای در پیوندها و گسست های جریان اندیشه روشنفکری در ایران (قسمت اول)</title>
<link>http://faalahmad.blogfa.com/post-4.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 10.3pt 0pt 9pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;چندي پيش اطلاع دادند تا ملاقاتي با مديريت پژوهش و فن آوري شركت ملي گاز ايران داشته باشم. در ملاقات، حدود نيم ساعت با او به گفتگوي يك طرفه نشستم. مدير هيچ حرفي براي گفتن نداشت و شايد نيازي به حرف زدن نمي ديد. تنها بنا شد در مديريت زير نظر خود جستجو و اينجانب نيز، ادامه فعاليت خود را در آن مديريت سپري كند. بعد از يك وعده كوتاه، گفتگوي يك طرفه را با او خاتمه دادم. پيش از جستجوي مدير، بلافاصله يك پروپوزال يا طرح پيشنهادي تحت عنوان &quot;كليد جادويي توسعه و يا تحليل گسستها در پژوهش و فن آوري&quot;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;تهيه و براي مدير ارسال كردم. كاري كه نه تنها هيچ مديري، بلكه هيچ وزيري پيش از پذيرفتن مسئوليت، چنين نكرده كه كارمند ساده اي چون اينجانب كرد. حاصل آن مشخص بود : مدير بعد از يك ماه سردواندن پرووزال نويس، بدون هيچ توضيحي&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;عذر او را خواست.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 01 Dec 2006 13:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faalahmad&amp;postid=4</comments>
<dc:creator>faalahmad</dc:creator>
<guid>http://faalahmad.blogfa.com/post-4.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
